تبلیغات
خط سبز - پست های دلتنگیم برای تو
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم | دلتنگیم برای تو ,

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

سروده ی حضرت امام خمینی ره

چشم بیمار

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم

همچو منصور خریدار سردار شدم

غم دلدار فکنده است بجانم شرری

که بجان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشائید برویم شب و روز 

که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم 

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد 

از دم رند می آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادی بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم

(دیوان امام)

سروده ی حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
این شعر را آقا در جواب شعر "چشم بیمار" سروده اند

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی        

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ق.ظ
بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین | دلتنگیم برای تو ,

غمش چون آتشی سوزانده این دل

چه مانده جز كمی خاك و كمی گل

بیا دردانه ی نرگس نگاه كن

بیا با گنبد بابا وداع كن

سیه پوش غم زهرا غریبی

میان اینهمه شیعه فریبی

بیا آقا دگر وقتش رسیده

دگر شیعه چه از غمها ندیده

(( قاصدک ))

یا اباصالح


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در سه شنبه 29 آبان 1386 و ساعت 03:11 ق.ظ
نذر کردم دوباره برگردی | دلتنگیم برای تو ,

           تا شهابی در آسمان دیدم نذر كردم دوباره برگردی

برگرفته از وبلاگ قلم عشق

گل یاسی اگر كه بوییدم نذر كردم دوباره برگردی

فاطمه گل همیشه بهار رنگ شب شده دل من

آخ بی تو می میرم نذر كردم دوباره برگردی

واژه ها چه تكراری است در میان فاصله ها

به مدینه رفتم و آنجا نیز نذر كردم دوباره برگردی

هیچ كس لایق طواف حریم تو نیست

من بقیع را لحظه لحظه بوییدم نذر كردم دوباره برگردی

كوفییان همه خندیدند بر علی و آل علی

ولی من با تمام امیدم نذر كردم دوباره برگردی

(( قاصدک ))


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در سه شنبه 29 آبان 1386 و ساعت 02:11 ق.ظ
قاف حرف آخر عشق است...آنجا که نام کوچک من آغاز می شود | دلتنگیم برای تو ,

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چه قدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 12 آبان 1386 و ساعت 11:11 ق.ظ
| دلتنگیم برای تو ,

به آسمان نگاه می کرد !

اما تا چشم کار می کرد فاصله بود و فاصله...

فریاد زد.صدا در ابهام لحظات گم می شد...

تمام وجودش صدا شد تا بتواند به او برسد.

ناگاه صدایی آمد:...

چرا فریاد می زنی؟فاصله من و تو به اندازه شکستن وجود توست.

<<و آن گاه که تمام بغضت را در سجده ای عاشقانه برایم گریه می کنی من صدای تو هستم....>>


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در پنجشنبه 10 آبان 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ
معرفی یه آشنا | دلتنگیم برای تو ,

بسم الله النور

دوستان همراه و همیشگی.....خواهر برادرای گلم.......Smiley

سلللللللللللللام

انشالله که همتون خوب و خوش و سلامت باشیدSmiley

و

با گرفتن انرژی فوق العاده از ماه مبارک به استقبال سال تحصیلیه جدید رفته باشید.Smiley

..........................................................................

شاید بگید خسته نباشمSmiley

یه کم تقویم اموزشیم عقبهSmiley

اونم به این علته که خودم یه کم ......یه کم چه عرض کنم...یه کم بیشتر از درسام عقب موندم

درسای حوزه که قربونشون برم

هر روز امتحان داریم و عینه روز قیامت می مونه کلاسامونSmiley

و دانشگاه هم که ما اصولا از بس باهوشیمSmiley.....شب امتحان درسو کیش و مات می کنیم.Smiley

البته امروز مدیر گروهمون کلی نصیحتمون کرد که ارشد فرق داره با لیسانسSmileyو ما هم داریم به فرقش فکر می کنیم.....

خوب آنقدر نمی خواستم حرف بزنم و می خواستم نویسنده ی جدید خط سبزو به شما معرفی کنم.Smiley

اسمی که برای خودشون انتخاب کردن....یه آشنا...است.

برادر هستندSmileyوووووو  زمینه کاریشونم احتمالا با من متفاوت باشه.

امیدوارم که مطالب این وبلاگ به درد همتون بخورهSmiley

از آقای یه آشنا هم جهت پیوستنشون به وبلاگ خط سبز تشکر می کنم.

بچه ها برام دعا کنیدددددددددد

آهنگ وبلاگم از قصدی عوض نکردم تا هر وقت می آیید اینجا ....یاد حال و هوای ماه رمضون بیوفتیدSmiley

یادتون نره هاSmiley

خدانگهدار به قول داداش عظیمم:

یا حق امام حسن مجتبی پشت و پناهتونSmiley


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 5 آبان 1386 و ساعت 04:10 ق.ظ
مکه برای شما ! | دلتنگیم برای تو ,

مکه برای شما !

فکه برای من !

بالی نمی خواهم !

این پوتین های کهنه هم میتوانند

مرا به آسمان ببرند ...

سید شهیدان اهل قلم


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در یکشنبه 29 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ
حرفایی خودمونی با خدا | دلتنگیم برای تو ,

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
    
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
    
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
   
  .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
    
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
    
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
    
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
    
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...   

برگرفته از وبلاگ : http://kosar21.blogfa.com/


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ
حرف های خودمونی با امام زمان | دلتنگیم برای تو ,

Smileyدر روز نیمه نیمه شعبان همزمان با تولد منجیه عالم بشریت بعد از نماز ظهر در سراسر ایران دو رکعت نماز حاجت به نیت ظهور می خوانیم و ندای اللهم عجل لولیک الفرج سر می دهیم یعنی خداوند دعای همزمان 70میلیون شیعه رو اجابت نمی کند؟

 Smileyیا رب الزهرا(س) به حق الزهرا (س)اشف صدر الزهرا(س) به ظهورالحجه(ع)

Smiley دیوونه میخوای بکنی؟ قشنگه؟ دوست داری ؟

منم دوست دارم

میخوای بسوزونی بیچاره کنی

منم دوست دارم خیلی

میخوای تیکه تیکه کنی پودرش کنی

منم دوست دارم ارزومه

تو بخواه .من عشق میکنم ولی بخواه. بخواه که دوستت داشته باشم بخواه که صدات کنم

 Smileyهر كجا سلطان هست، دورش سپاه و لشگر است... پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است؟

Smiley با همه لحن خوش آوایی ام

در بدر كوچه تنهایی ام

ای دو سه تا  كوچه ز ما دورتر...

ای دو سه تا كوچه ز ما دورتر

نغمه ی تو از همه پر شور تر

كاش كه این فاصله را كم كنی

محنت این قافله را كم كنی

Smiley از عشق گفتیم و نمك گیر شدیم

تا ساحل چشمان تو تكثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهی آمد

آنقدر نیامدی كه ما پیر شدیم

تعجیل در فرج صلوات

Smileyمی آمدم که حال دل زار گویمت

اما مگر سرشک امان می دهد به من...

 Smileyرشته ج ونمو آ قا   به خیمه  تو  بسته ام

گر چه هزاران مرتبه قلب تو را شکسته ام

خوب می دونم بدم ولی قلبمو با صفا بکن

وقتی نماز شب می خونی آقا منم دعا بکن

 Smileyشنیدم قرارست جمعه برگردی

کدام جمعه!

نمیشد اشاره میکردی؟

Smileyبه خوبا سر می زنی!!!!!

مگه ما بدا دل نداریم

Smiley خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد

غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد

دردمندان،مستمندان،بی پناهان را بگویید

منجی عالم پناه بی پناهان خواهد آمد...

Smiley اقاجون

بابت همه ی اون کارایی که انجام دادم و نباید می دادم و ان کارایی که نباید انجام می دادم و دادم 

شرمندم...

Smileyسلام ای مصدر نور محبت

سلام ای شعر پر شور محبت

سلام ای دلربای دلربایان

به دلهائی تو مشهور محبت

سلام ای بحر امواج عنایت

بیا یابن الحسن جانم فدایت

یا ابا صاح المهدی ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

Smileyدگر بس است جدایی خدا کند که بیایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

Smileyهر جمعه به جاده آبی نگاه می كنم و در انتظار

قاصدکی می نشینم كه قرار است خبر گامهای

تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را.


Smileyاگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم كرد

تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی كاشت

و قاصدکی را آزاد خواهی كرد.

تو می آیی و روی هر درخت پر شكوه لانه ای از امید برای

كبوتران غریب خواهی ساخت.

تو می آیی در حالی كه دستهایت پر از گلهای نرگس است

تو دل سرد یكایك ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی

و كعبه عشق را در آنها بنا خواهی كرد.
تو می آیی و دست نوازش بر سر میخك هایی

خواهی كشید كه باد كمرشان را خم كرده است.

تو حتی بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد

Smileyسلام آقای خوبم
نمی دونم چی شد ه یه چند روزیه دلم هواتو کرده هر وقت بهت فکر می کنم یاد حرفای مرحوم اغاسی می افتم که می گفت :
شاید این جمعه بیاید شاید            پرده از رخ بگشاید شاید

واقعا میشه تو یکی از این جمعه ها رخ ماهتو ببینم اون موقع تا جایی که جونم باقی باشه بهت نگاه کنم و اشک بریزم

وقتی فکر می کنم می بینم که « واقعا اگه ما گناه کاریم اگه ما بدیم تو که به خوبا سر می زنی مگه ما دل نداریم خوب واسه چی ما رو عاشق  خودت کردی

Smiley عمری ست تا از جان و دل، ای جان و دل می خوانمت

Smiley ای دو سه کوچه ز ما دور تر................

کدامین جمعه عطر حضورت را تنفس خواهم کرد؟

Smiley: یا مولا
چندتا پنجشنبه دیگه بیام جمکران میبینمت؟؟؟
اصلا میتونم ببینمت؟؟
آقا نزدیک چهل تا بشه ولی نمیدونم چندتاش قبول شده!!
خداااااااااااااا

Smiley همه میگن شاید این جمعه بیاید

کاش یه روزی بگیم

دیگه آقا اومد

Smileyآقا من رو سیاه چی بگم ، روم نمیشه درد دل با آقایم کنم ، آقای مهربونم که همیشه می دونم با من هست ولی نمی دونم می تونم آقا رو ببینم یا نه .

چشم پر گناه من حق دیدن شما رو داره آقا؟

دوست دارم آقا تنهام نزار بهم کمک کن.


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در چهارشنبه 7 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
...........ای کاش | دلتنگیم برای تو ,

...........ای کاش آن اوایل که زبان گشودم نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی وا میداشتند

ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با تو بود

 کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی میکرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه تکلیفم قرار میداد.

در دوره راهنمایی هیچکس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نکرد.

در سالهای دبیرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد.

در کتاب جغرافی ما صحبتی از ذی طوی و رضوی نبود

در کلاس تاریخ کسی مرا با تاریخ غیبت غربت و تنهایی تو آشنا نکرد.

در درس دینی به ما نگفتند که باب الله و دیان دین حق تویی.

دریغ که در کلاس ادبیات آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوشزد نکردند.

چرا موضوع انشای ما به جای علم بهتر است یا ثروت از تو و از ظهور تو و از روشهای جلب رضایت تو نبود؟!

مگر نه این است که بی تو نه علم خوب است و نه ثروت؟

ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمولهای پیچیده ریاضی،فیزیک و شیمی فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد میدادند.

وقتی برای کنکور درس میخواندم کسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان تشویق نکرد.

کسی برایم تبیین نکرد که معرفت امام نیز مراتب دارد و خیلی ها تا آخر عمر در همان دوران طفولیت یا مهد کودک خویش در جا میزنند.

مولای من!در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت پرچمی به نام تو افراشته نبودکسی به سوی تو دعوت نمیکرد

هیچ استادی برایم اوصاف تو را برایم بیان نکرد.کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلامفجبران کسری معدل دانشجویان بود!

نه اینکه از تبلیغات مذهبی،نشستهای فرهنگی،نماز جماعت،اردوهای سیاحتی -زیارتی مسابقات قرآن و نهج البلاغه و ... خبری نباشدکم و بیش یافت میشود

 اما در همین عرصه ها نیز تو سهمی نداشته ای و غریب و مظلوم و از یاد رفته ای.

اینک اما در عمق ضمیر خود تو را یافته ام چندی است با دیده دل تو را پیدا کرده ام در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود احساس میکنم گویی دوباره متولد شده ام آقای من!از کجا آغاز کنم؟

از خود بگویم یا از دیگران؟از نسلهای گذشته بگویم یا از نسل امروز؟از دوستان شکوه کنم یا از دشمنان؟

از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معفی میکنند؟

از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ میکشند که حتی دوستانت را از ظهورت میترسانند؟

از آنها که بر طبل نومیدی میکوبند و زمان ظهورت را دور می پندارند؟از خود آغاز میکنم که هر کس از خود شروع کند امر فرج اصلاح خواهد شد.

میخواهم به سوی تو برگردم.یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتمفکریمانه چشم می پوشی،میدانم توبه ام را قبول میکنی و با آغوش باز مرا می پذیری.

من از تو گریزان بودم اما تو هم چون پدری مهربان دورادور مرا زیر نظر داشتی العفو....العفو.....(برگرفته از کتاب آشتی با امام عصر"هراتی" ..... ...........


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در سه شنبه 6 شهریور 1386 و ساعت 05:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بسیج دانشجویی+ بخون بعد بگو گریت گرفت یا نه...+ سالگرد ازدواج من و همسرم+ جشن ازدواج امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله+ شالوده شکنی یک تاریخ اسطوره‌ای: آیا یهودیان یک قوم و ملتند؟ + عید بندگی+ عید فطر+ عاشقان هرچه بخواهید بخواهید ، خجالت نکشید + شب آرزوها !+ شب لیله الرغائب+ رجبی دیگر در انتظار موعود+ + فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب+ روز مادر+ میلاد زهرای اطهر (س)

صفحات: 1 2

منبع کدهای موزیک وبلاگ